شروع سال تحصیلی برای خانوادهها فقط با خرید کیف و کفش و دفتر و کتاب همراه نیست؛ برای بسیاری، نخستین روزهای شهریور و مهر با یک دغدغه مزمن نیز گره خورده و آن این است که برای نامنویسی فرزندم باید چقدر پرداخت کنم؟
پرسشی که پاسخ آن در مدارس دولتی و غیردولتی یکسان نیست؛ اما روایت خانوادهها نشان میدهد مرز میان «شهریه»، «کمک به مدرسه» و هزینههایی که در فرایند نامنویسی از سوی مدیران مطالبه میشود، برای برخی والدین چندان روشن نیست.
از یک سو، مدارس غیردولتی اساساً بر مبنای دریافت شهریه فعالیت میکنند و آموزشوپرورش برای آنها چارچوب و سقف شهریه تعیین میکند.
از سوی دیگر، مدرسه دولتی قرار است طبق قوانین، بدون دریافت شهریه، آموزش عمومی را در اختیار دانشآموز قرار دهد. با این حال، از حوالی تیرماه و شروع نامنویسیهای سال تحصیلی جدید، تاکنون پیامهایی به تحریریه روزنامه رسیده مبنی بر اینکه همانند هر سال، خانوادهها مبالغی را در مدارس دولتی با عنوان کمک به مدرسه، کلاس هوشمند، فرم یا عناوین مشابه پرداخت کردهاند.
این درحالی است که همه میدانند و معاون دبیر کل شورای عالی آموزشوپرورش نیز به تازگی تأکید کرده دریافت هرگونه وجه اجباری از اولیا به عنوان شهریه در مدارس دولتی-هیئت امنایی ممنوع بوده و قانون اجازه دریافت چنین وجهی را نداده است.
پیگیری طوس از آموزشوپرورش خراسان رضوی نیز در همین مدت نشان میدهد طبق بخشنامههای آموزشوپرورش، مدارس میتوانند پس از شروع سال تحصیلی در ابتدای مهر و با تشکیل انجمن اولیا و مربیان و با عنوان مشارکت مردمی توسط انجمن و به صورت اختیاری، عددی را تعیین و از اولیا دریافت کنند؛ ولی مدیر نباید در این تصمیمگیری نقشی داشته باشد و اولیا نیز در آن مقطع که برای نامنویسی فرزند خود در فشار و نگرانی هستند، نباید احساس کنند پرداخت وجه، شرط نامنویسی است.
در این راستا اولیا و نماینده انجمن، شرایطی را در صورت تمایل فراهم بیاورند که یا خیری معرفی کنند و یا خود اولیا در امور مدارس فرزندانشان مشارکت داشته باشند.
در راستای همین پیگیری و رسیدگی، فهرستی از مدارسی که اقدام به دریافت شهریه کرده بودند، به اداره ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات آموزشوپرورش خراسان رضوی ارسال و مقرر شد برای هر کدام از این مدارس مشخص شود که پیگیریها به چه شکل بوده و چه نتایجی داشته؛ ولی با وجود این، تاکنون پاسخی به این تحریریه ارسال نشده است.
مسئله اصلی تنها این نیست که چرا یک مدرسه پول دریافت کرده؛ بلکه باید مشخص شود چه مبلغی، با چه عنوانی، برای چه خدمتی و با چه میزان اختیار خانواده دریافت میشود و این تفکیک برای جلوگیری از یک سوءتفاهم مهم ضروری است؛ اینکه هر مبلغی خانواده به مدرسه پرداخت میکند، لزوماً شهریه نیست؛ اما اگر پرداخت وجه، شرط نامنویسی، تحویل مدارک یا بهرهمندی دانشآموز از خدمات آموزشی شود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک کمک داوطلبانه تلقی کرد و باید درباره مبنای قانونی آن پاسخ روشن ارائه شود.
یکی از خانوادهها از منطقه سیدی مشهد گفته هزینه نامنویسی فرزندش ۲ میلیون تومان، هزینه لباس مدرسه ۲میلیون تومان و هزینه نامنویسی کتاب ۴۸۰ هزار تومان برای پایه هفتم است.
در پیام دیگری، خانوادهای از مدرسه دولتی محل تحصیل دو دخترش نوشته است که برای هر دانشآموز یکمیلیون تومان «کمک به مدرسه» و یکمیلیون تومان نیز به گفته مدیر مدرسه برای «کلاس هوشمند» پرداخت کرده؛ در مجموع ۴ میلیون تومان. البته در ادامه عنوان میکند که خودش این مبلغ را با رضایت و به نیت کمک به مدرسه پرداخته و قصد گلایه نداشته است.
همین یک روایت کافی است تا بفهمیم نباید همه پرداختهای مدارس را یککاسه کرد و کمک داوطلبانه با وجه اجباری فرق دارد. خانوادهای ممکن است با رضایت خود برای تجهیز مدرسه پول بدهد و خانواده دیگری توان پرداخت همان مبلغ را نداشته باشد. معضل زمانی ایجاد میشود که کمک از حالت اختیار خارج شود و خانواده احساس کند اگر پول نپردازد، نامنویسی یا دریافت خدمات فرزندش با مشکل مواجه خواهد شد.
روایت دیگری از یک خانواده با دو دانشآموز نیز از پرداخت یکمیلیون تومان برای هر دانشآموز و یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومان بابت فرم مدرسه حکایت دارد؛ اما نویسنده همین پیام در ادامه از هزینه اصلی دیگری میگوید که شاید حتی برای خانوادهها سنگینتر باشد: «هزینه لوازم تحریر دو فرزندم نزدیک ۱۰ میلیون تومان شد؛ قیمت یک دفتر نقاشی ۴۰ برگ ۱۰۰ هزار تومان و یک مداد ساده بیش از ۲۵ هزار تومان که برای ما سخت است». این یعنی خانواده در آغاز سال تحصیلی فقط با یک هزینه مواجه نیست. حتی اگر شهریهای هم از آنها دریافت نشود، مجموعه هزینههای مدرسه و تحصیل میتواند فشار قابل توجهی ایجاد کند.
در شهرک شهید رجایی مشهد که منطقه حاشیه شهر محسوب میشود، خانوادهای با اشاره به دو دانشآموز دبیرستانی خود، مجموع هزینههای هر کدام را حدود ۱۲ و ۸ میلیون تومان اعلام میکند؛ البته بدون احتساب کیف و جامدادی.
از تربتجام نیز خانوادهای از پرداخت یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای نامنویسی فرزندش در مدرسه دولتی خبر داده و فرد دیگری از منطقه خواجهربیع هم از مطالبه یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومانی برای نامنویسی اطلاع میدهد.
شاید مهمتر از همه، پیام خانوادهای روستایی باشد که فرزندش را در مدرسه دولتی ثبتنام کرده و میگوید از او ۲ میلیون تومان بهعنوان کمک به مدرسه مطالبه کردهاند و حتی گفتهاند اگر این مبلغ واریز نشود، کتاب را به دانشآموز تحویل نمیدهند.
اگر این موضوع درست باشد، پرسش دیگر فقط درباره مبلغ ۲میلیون تومان نیست؛ پرسش در مورد این است که آیا میتوان دریافت کتاب درسی را به پرداخت کمک به مدرسه مشروط کرد؟
روایت یک مادر از نیشابور نیز ابعاد دیگری از این فشار را نشان میدهد؛ خانواده روستایی مستأجر که پدر خانواده با مسافرکشی هزینههای زندگی را تأمین میکند و به گفته مادر، امسال به دلیل ناتوانی مالی، امکان فرستادن پسر هشت سالهشان به مدرسه را نداشته، شهریه مدرسه روستا از ماهانه ۳۰۰ هزار تومان در سال گذشته، به ۵۰۰ هزار تومان رسیده و هزینه نوشتافزار و لباس فرم نیز برای این خانواده سنگین است.
ابهام در مرز میان کمک داوطلبانه و مطالبه اجباری
شاید نتوان این مسائل را به تمام مدارس دولتی تعمیم داد؛ اما وقتی روایتها از مناطق و مدارس مختلف تکرار میشود، نمیتوان اصل مسئله را هم نادیده گرفت. از سوی دیگر، مقایسه این وضعیت با مدارس غیردولتی نکته جالبی را نشان میدهد؛ در مدرسه غیردولتی، خانواده از ابتدا میداند که قرار است شهریه پرداخت کند و تکلیفش مشخص است.
رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی کف شهریه را حدود ۳۰ میلیون تومان و سقف آن را برای دوره متوسطه دوم در شهر تهران حدود ۲۲۳ میلیون تومان اعلام کرده است. این مبالغ نیز بر اساس مقطع تحصیلی و خدمات آموزشی و فوقبرنامه مدرسه تعیین میشود.
ممکن است این ارقام برای بسیاری از خانوادهها سنگین باشد؛ اما دستکم یک تفاوت اساسی وجود دارد و آن اینکه اصل دریافت شهریه در مدرسه غیردولتی روشن است و برای آن سازوکار تعیین نرخ وجود دارد؛ اما در مدرسه دولتی، خانواده قرار نیست شهریه آموزشی پرداخت کند. بنابراین وقتی پولی مطالبه میشود، باید دقیقاً معلوم باشد بابت چیست، چه کسی آن را تعیین کرده، پرداخت آن الزامی است یا داوطلبانه و اگر خانواده توان پرداخت نداشت، آیا حقی از فرزندش تضییع خواهد شد یا خیر.
به نظر میرسد مشکل اصلی در اینجا کمک گرفتن از مردم نیست؛ بلکه ابهام در مرز میان کمک داوطلبانه و مطالبه اجباری است.
اگر مدیر مدرسهای واقعاً برای هوشمندسازی کلاس، تعمیر مدرسه یا خرید تجهیزات به کمک خانوادهها نیاز دارد که در شرایط کنونی کشور حتماً دارد، چرا این کمکها نباید در قالب یک سازوکار شفاف انجام شود؟ چرا آموزشوپرورش فهرستی مشخص از هزینههای مجاز و غیرمجاز مدارس دولتی را منتشر نکند؟ مثلاً روشن شود مدرسه برای چه خدماتی میتواند وجه دریافت کند، سقف این مبالغ چقدر است، کدام هزینهها صرفاً اختیاری هستند و مهمتر از همه، کدام پرداختها به هیچ عنوان نباید شرط نامنویسی، تحویل کارنامه، پرونده یا کتاب دانشآموز قرار گیرد.
روی دیگر این موضوع آنجاست که مدیر نیز در سازمانی چون آموزشوپرورش، مأمور به خدمتی است که این ارگان برایش تعیین کرده و باید ضمن قرار گرفتن در نقش یک مدیر، همه کاستیهای آموزشیاش را خودش رفع و مدیریت کند یا اینکه با کاستیها کار خود را پیش ببرد و حتی گاهی برای پاسخ به شکایتهای مردم، از سوی مدیر بالادستی لغو ابلاغ شود تا آموزشوپرورش در پُزِ یک سازمان متعهد و پاسخگو، به مردم بفهماند که مدیر متخلف را به سزای اعمالش رسانده است.
راه حل چیست؟
راهحل، نه انکار هزینههای مدارس است و نه آزاد گذاشتن آنها برای دریافت مبالغ مختلف. راهحل، شفافیت، تعیین سقف و نظارت بوده و بهتر است آموزشوپرورش یک بار برای همیشه اعلام کند که مدارس دولتی دقیقاً برای چه چیزی، چه مقدار و با چه شرایطی میتوانند از خانوادهها پول دریافت کنند و چه چیزی مطلقاً ممنوع است. چون برای خانوادهای که پشت در مدرسه ایستاده، تفاوت میان شهریه، کمک هزینه هوشمندسازی و مشارکت وقتی معنا پیدا میکند که بداند حق انتخاب دارد و اگر پول نداشت، قرار نیست فرزندش از حق تحصیل، کتاب یا نامنویسی محروم شود.شاید وقت آن رسیده باشد به جای تمرکز بر اینکه کدام مدیر مدرسه پول گرفته یا نگرفته، درباره این پرسش اساسیتر صحبت کنیم که چرا مدرسه دولتی برای انجام وظایف عادی خود ناچار به کمک خواستن از خانوادههاست؟ پاسخ به این پرسش میتواند بحث شهریه مدارس دولتی را از یک دعوای مزمن سالانه بر سر چندین میلیون تومان، به مطالبهای جدی برای تأمین عادلانه هزینه آموزش عمومی تبدیل کند. همچنین اگر دولت قرار است به مرور و طی سالهای آینده هزینه آموزش را بر گردن اولیا بیندازد، هر چه سریعتر برای آن سازوکاری بچیند تا مدیران و خانوادهها از این بلبشو تکراری سالانه رها شوند.






نظر شما